عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
33
زبدة الحقايق ( فارسى )
صوفيان و حكومتها به دار رفتن و حق گفتن امر آسان نيست * كه اين كمان نكشد هركسى به جز حلاج حكيم صبورى گيلانى خاستگاه فلسفى تصوف را به اعتبارات مختلف لحاظ كردهاند و عقايد هندوان ، ايرانيان قديم ، افلاطون و نوافلاطونيان ، مانويان و مسيحيان را در تكوين و پيدايش آن دخيل دانستهاند . اين مقدمه بنا ندارد كه در اين نوع مباحث ورود نمايد و بيشتر هدف آن تبيين لحاظات اجتماعى تصوف است . لذا متذكر مىشود كه تمامى آراء و عقايد مذكور به نحوى با تصوف در ارتباط افتادهاند . اين ادعا به اين دليل است كه تصوف نه از حيث عقيدتى و فلسفى و نه از حيث برخوردهاى اجتماعى در طول تاريخ حيات خود از نهج واحدى تبعيت نكرده است . علاء الدوله سمنانى آراء و عقايد محيى الدين را باطل دانسته و او را تكفير مىكند و ديگرى علاء الدوله را . گاهى صوفيان در تاريخ جلوههاى اعتراضى داشتهاند و مدعيانى در مقابل حكومتها . گاه خود مسندنشين بودهاند و گاهى زير بال قدرتها را گرفتهاند و خود چون نهادى وابسته به حكومت عمله ظلم گشتهاند . تورق تاريخ بيانگر آن است كه دورههاى آغازين تصوف ، دوره محنت صوفيان بوده است و اين هم دليل سادهاى دارد چه ، در آن زمانها تصوف واكنش منفى و تبليغى قشرى از جامعه است كه در قبال انحراف امويان و عباسيان از اصول ابتدايى اسلام قد برافراشته است . قشرى كه تبليغات خود را براساس پرهيز از دنياوى قرار مىدهد . و تصوف را اسلام راستين معرفى مىكند كه از اصحاب صفه نشأة گرفته است . و هم در اين دورانهاست كه علماى رسمى با به رخ كشيدن احاديثى چون لا رهبانية فى الاسلام به معارضه با آنان مىكوشند و با سوءاستفاده